{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
fry
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرخ کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بچه ماهی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوزاد
معنی fry, معنی بقغ, معنی fry, معنی اصطلاح fry, معادل fry, fry چی میشه؟, fry یعنی چی؟, fry synonym, fry definition,
معنی writer
,
ترجمه writer
به فارسی,
معنی procurement
,
ترجمه procurement
به انگلیسی,
معنی Agent;عامل، دارو
,
معنی External drain
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی