{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
frontier
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
مرز
۱۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرز
۲
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
حد
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مرز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
طلایهدار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرحدات
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منطقه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جبهه، مرز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرحد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرحدات، مرز
معنی frontier, معنی بقخئفهثق, معنی frontier, معنی اصطلاح frontier, معادل frontier, frontier چی میشه؟, frontier یعنی چی؟, frontier synonym, frontier definition,
معنی Defraud
,
ترجمه Defraud
به فارسی,
معنی 0
,
معنی (ج.ش.) سنجاقک
,
ترجمه (ج.ش.) سنجاقک
به انگلیسی,
معنی دیکته کردن، با صدای بلند خواندن، امر کردن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی