{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
fried
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرخ شده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سرخ کرده
معنی fried, معنی بقهثی, معنی fried, معنی اصطلاح fried, معادل fried, fried چی میشه؟, fried یعنی چی؟, fried synonym, fried definition,
معنی carinal
,
ترجمه carinal
به فارسی,
معنی kid
,
ترجمه kid
به فارسی,
معنی product market competition
,
ترجمه product market competition
به فارسی,
معنی Malicious activity
,
ترجمه Malicious activity
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی