{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
frequently
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اغلب
۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غالباً
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غالبا مکررا
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
زودبزود
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متوالی
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مکرراً
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
غالبا
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
غالبا
۳
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مکرر
معنی frequently, معنی بقثضعثئفکغ, معنی frequently, معنی اصطلاح frequently, معادل frequently, frequently چی میشه؟, frequently یعنی چی؟, frequently synonym, frequently definition,
معنی phenomenology
,
ترجمه phenomenology
به فارسی,
معنی equity
,
ترجمه equity
به فارسی,
معنی نادم، وابسته به پشیمانی
,
ترجمه نادم، وابسته به پشیمانی
به انگلیسی,
معنی به تعطیل رفتن تعطیل، بیکاری، مرخصی، مهلت، اسودگی، مرخصی گرفتن
,
ترجمه به تعطیل رفتن تعطیل، بیکاری، مرخصی، مهلت، اسودگی، مرخصی گرفتن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی