{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
frequent
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مکرر
۱
۰
[504words]
[... عمومی ...]
happening often; occurring repeatedly
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
مکرر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تکراری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرتکرار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
زود زود
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دائمی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رایج، مکرر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زود زود
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیدرپی
معنی frequent, معنی بقثضعثئف, معنی frequent, معنی اصطلاح frequent, معادل frequent, frequent چی میشه؟, frequent یعنی چی؟, frequent synonym, frequent definition,
معنی feline
,
ترجمه feline
به فارسی,
معنی بلندمدت
,
ترجمه بلندمدت
به فارسی,
معنی superiorty
,
معنی economies of scale
,
ترجمه economies of scale
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی