{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
formulate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تنظیم کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیان کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کوتاه کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
تدوین شدن
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
صورت بندی کردن، فرمول بندی کردن، فرموله کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متشکل کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرمول بندی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قاعده بندی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تنظیم کردن، بصورت فرمول دراوردن، فرمول بندی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تنظيم كردن
معنی formulate, معنی بخقوعکشفث, معنی formulate, معنی اصطلاح formulate, معادل formulate, formulate چی میشه؟, formulate یعنی چی؟, formulate synonym, formulate definition,
معنی obliterated
,
معنی Game Plan
,
ترجمه Game Plan
به فارسی,
معنی remnant
,
ترجمه remnant
به فارسی,
معنی 662
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی