{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
flaw
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
عیب دار کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نقص
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مو
۱
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
نقص
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آشوب ناگهانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکاف
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عیب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
???
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترک (درز یا عیب)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اشکال
معنی flaw, معنی بکشص, معنی flaw, معنی اصطلاح flaw, معادل flaw, flaw چی میشه؟, flaw یعنی چی؟, flaw synonym, flaw definition,
معنی maxim
,
ترجمه maxim
به فارسی,
معنی Certificate Of Deposit (CD)
,
ترجمه Certificate Of Deposit (CD)
به فارسی,
معنی بریدن، بریدگی، بریده، تقلیل دادن
,
ترجمه بریدن، بریدگی، بریده، تقلیل دادن
به انگلیسی,
معنی Miniaturize
,
ترجمه Miniaturize
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی