{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
fissure
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
شکافدار کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فیشور
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکافتگی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گسله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شقاقق
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
شكاف، شقاق، چاك
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکستگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکاف
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترک
معنی fissure, معنی بهسسعقث, معنی fissure, معنی اصطلاح fissure, معادل fissure, fissure چی میشه؟, fissure یعنی چی؟, fissure synonym, fissure definition,
معنی پلاتینه کردن
,
ترجمه پلاتینه کردن
به انگلیسی,
معنی local injection
,
ترجمه local injection
به انگلیسی,
معنی هم مرکز، متحد المرکز
,
ترجمه هم مرکز، متحد المرکز
به انگلیسی,
معنی اندیشۀ سیاسی
,
ترجمه اندیشۀ سیاسی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی