{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
firstborn
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نخست زاده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فرزند ارشد
معنی firstborn, معنی بهقسفدخقئ, معنی firstborn, معنی اصطلاح firstborn, معادل firstborn, firstborn چی میشه؟, firstborn یعنی چی؟, firstborn synonym, firstborn definition,
معنی کار هنری
,
ترجمه کار هنری
به انگلیسی,
معنی دمل، لکه، خال، جوش چرک دار، کورک، دارای رنگ غیر , واضح، رنگ محو
,
ترجمه دمل، لکه، خال، جوش چرک دار، کورک، دارای رنگ غیر , واضح، رنگ محو
به انگلیسی,
معنی دوباره متحد کردن، دوباره معاشرت کردن
,
معنی disciple
,
ترجمه disciple
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی