{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
firstborn
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فرزند ارشد
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نخست زاده
معنی firstborn, معنی بهقسفدخقئ, معنی firstborn, معنی اصطلاح firstborn, معادل firstborn, firstborn چی میشه؟, firstborn یعنی چی؟, firstborn synonym, firstborn definition,
معنی viscoelastic
,
ترجمه viscoelastic
به فارسی,
معنی geogrid
,
ترجمه geogrid
به فارسی,
معنی سرطان سینه
,
معنی سرکشی
,
ترجمه سرکشی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی