{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
farthing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
فارثینگ
معنی farthing, معنی بشقفاتهئل, معنی farthing, معنی اصطلاح farthing, معادل farthing, farthing چی میشه؟, farthing یعنی چی؟, farthing synonym, farthing definition,
معنی first thing coming to mind
,
ترجمه first thing coming to mind
به فارسی,
معنی reelin
,
معنی به دست چپ، دست چپ برو پرچین، حصار، محوطه، (گ.ش.) کویج، کیالک، میوه ولیک دادن، گله گوسفند وغیره، دست چپ رفتن، دست چپ بردن گیردرصحبت، درنگ، فرمان حرکت (به یک دسته یاتیم) , ملاولیک، چیز بی ارزش، گیرکردن، من من کردن
,
ترجمه به دست چپ، دست چپ برو پرچین، حصار، محوطه، (گ.ش.) کویج، کیالک، میوه ولیک دادن، گله گوسفند وغیره، دست چپ رفتن، دست چپ بردن گیردرصحبت، درنگ، فرمان حرکت (به یک دسته یاتیم) , ملاولیک، چیز بی ارزش، گیرکردن، من من کردن
به انگلیسی,
معنی смазка
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی