{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
factor
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عامل
۸
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
عامل
۶
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
عامل
۶
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
عامل
۶
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
عامل
۷
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
عامل
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
因素
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فاکتور
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فاکتور
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی ایمنی ]
فاکتور
معنی factor, معنی بشرفخق, معنی factor, معنی اصطلاح factor, معادل factor, factor چی میشه؟, factor یعنی چی؟, factor synonym, factor definition,
معنی devotion
,
ترجمه devotion
به فارسی,
معنی interventional
,
ترجمه interventional
به فارسی,
معنی Transconductor
,
ترجمه Transconductor
به فارسی,
معنی direct sale
,
ترجمه direct sale
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی