{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
experienced
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
باتجربه، ماهر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
: با تجربه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
با تجربه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
با تجربه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مجرب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
باتجربه، کارآموده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
کارکرده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پخته
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
کاردیده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کارآزموده
معنی experienced, معنی ثزحثقهثئرثی, معنی experienced, معنی اصطلاح experienced, معادل experienced, experienced چی میشه؟, experienced یعنی چی؟, experienced synonym, experienced definition,
معنی categorize
,
ترجمه categorize
به فارسی,
معنی نقاشی بد
,
ترجمه نقاشی بد
به انگلیسی,
معنی تقلید کردن
,
ترجمه تقلید کردن
به انگلیسی,
معنی رای فرانک (واحد پول)، امتیاز، حق مخصوص، حق انتخاب، حق ,
,
ترجمه رای فرانک (واحد پول)، امتیاز، حق مخصوص، حق انتخاب، حق ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی