{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
expedition
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تسریع
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
تسریع
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عزیمت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ارتش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لشگرکشی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سفر تحقیقاتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ماجراجویی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رهجویان
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اردوکشی
معنی expedition, معنی ثزحثیهفهخئ, معنی expedition, معنی اصطلاح expedition, معادل expedition, expedition چی میشه؟, expedition یعنی چی؟, expedition synonym, expedition definition,
معنی hoarfrost
,
ترجمه hoarfrost
به فارسی,
معنی skullcap
,
ترجمه skullcap
به فارسی,
معنی قابلیت کاربری
,
ترجمه قابلیت کاربری
به انگلیسی,
معنی تجزیه جابجایی
,
ترجمه تجزیه جابجایی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی