{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
exhibit
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشان دادن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایش دادن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ضمیمه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایش دادن، ارایه کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اثر نمایشی
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
display; show
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ابراز کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عرض کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
museum
معنی exhibit, معنی ثزاتهدهف, معنی exhibit, معنی اصطلاح exhibit, معادل exhibit, exhibit چی میشه؟, exhibit یعنی چی؟, exhibit synonym, exhibit definition,
معنی isometric
,
ترجمه isometric
به فارسی,
معنی troment
,
ترجمه troment
به فارسی,
معنی be imprisoned
,
ترجمه be imprisoned
به فارسی,
معنی Target Localization Based On Energy Consideration
,
ترجمه Target Localization Based On Energy Consideration
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی