{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
exhaust
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اگزوز
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
خروجی / اگزوز
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پای در آوردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خروج کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تخلیه شدن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
تا ته مصرف کردن ، خسته کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شرح مفصل
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
از پا انداختن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دمنده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
از نفس انداختن
معنی exhaust, معنی ثزاتشعسف, معنی exhaust, معنی اصطلاح exhaust, معادل exhaust, exhaust چی میشه؟, exhaust یعنی چی؟, exhaust synonym, exhaust definition,
معنی adaptation
,
ترجمه adaptation
به فارسی,
معنی cavernous
,
ترجمه cavernous
به فارسی,
معنی باوقار، بزرگ، معزز، بلند مرتبه، موقر
,
ترجمه باوقار، بزرگ، معزز، بلند مرتبه، موقر
به انگلیسی,
معنی Operation
,
ترجمه Operation
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی