{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
evoke
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برانگیختن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تداعی کردن
۰
۰
[General2]
[... عمومی ...]
فراخوان دادن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ایجاد کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
احضار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرخواندن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بيرون كشيدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
(واکنش یا خاطره یا تصویر ذهنی و غیره را) ایجاد کردن، بازآوردن، انگیزاندن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موجب شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیرون کشیدن احضار کردن ایجاد کردن
معنی evoke, معنی ثذخمث, معنی evoke, معنی اصطلاح evoke, معادل evoke, evoke چی میشه؟, evoke یعنی چی؟, evoke synonym, evoke definition,
معنی reticular
,
ترجمه reticular
به فارسی,
معنی car
,
ترجمه car
به فارسی,
معنی diverse
,
معنی بدهکار، مدیون، مرهون، رهین منت، ممنون
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی