{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
epidemiologist
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همه گیر شناس
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همهگیرشناس
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همهگیرشناس (اپیدمولوژیست)
معنی epidemiologist, معنی ثحهیثوهخکخلهسف, معنی epidemiologist, معنی اصطلاح epidemiologist, معادل epidemiologist, epidemiologist چی میشه؟, epidemiologist یعنی چی؟, epidemiologist synonym, epidemiologist definition,
معنی enactment
,
معنی بار دینامیکی قطار
,
ترجمه بار دینامیکی قطار
به انگلیسی,
معنی Array
,
ترجمه Array
به انگلیسی,
معنی بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
,
ترجمه بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی