{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
encapsulate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
درونپوشانی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
در بر داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به صورت بسته درآوردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گنجانده شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
محصور سازی، کپسوله سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درخود داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
محصور کردن
معنی encapsulate, معنی ثئرشحسعکشفث, معنی encapsulate, معنی اصطلاح encapsulate, معادل encapsulate, encapsulate چی میشه؟, encapsulate یعنی چی؟, encapsulate synonym, encapsulate definition,
معنی Assyrian
,
ترجمه Assyrian
به فارسی,
معنی poison
,
ترجمه poison
به فارسی,
معنی brother in law
,
ترجمه brother in law
به فارسی,
معنی archaeolo
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی