{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
emergent
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
نوظهور
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناشی، مبرم، بیرون اینده، براینده، اثرات ناشیه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایان شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بیرون آینده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رو به افزایش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پدیده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نوپدید
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اثرات ناشیه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
طالع
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناشی، مبرم
معنی emergent, معنی ثوثقلثئف, معنی emergent, معنی اصطلاح emergent, معادل emergent, emergent چی میشه؟, emergent یعنی چی؟, emergent synonym, emergent definition,
معنی be tasteless
,
ترجمه be tasteless
به فارسی,
معنی Finance Charges
,
ترجمه Finance Charges
به فارسی,
معنی Lump
,
ترجمه Lump
به فارسی,
معنی نوار پدر بزرگ
,
ترجمه نوار پدر بزرگ
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی