{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
emerge
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پدیدارشدن
۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ظهور
۳
۱
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
ظهور
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پدید آمدن، ظهور کردن
۲
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پدیدار شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشأت گرفتن، ظهور کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمود
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ظهور کردن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
بیرون آمدن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
come out; come up; come into view
معنی emerge, معنی ثوثقلث, معنی emerge, معنی اصطلاح emerge, معادل emerge, emerge چی میشه؟, emerge یعنی چی؟, emerge synonym, emerge definition,
معنی comet assay
,
ترجمه comet assay
به فارسی,
معنی کنده، تکه بزرگ
,
ترجمه کنده، تکه بزرگ
به انگلیسی,
معنی الکترون
,
ترجمه الکترون
به انگلیسی,
معنی دارای وصیت نامه بودن، نگارش وصیت نامه، تهیه , وتدوین وصیت نامه
,
ترجمه دارای وصیت نامه بودن، نگارش وصیت نامه، تهیه , وتدوین وصیت نامه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی