{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
egg-laying
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۲
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
تخمگذاری
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تخم کن
۰
۱
[General]
[... عمومی ...]
تخمگذار
معنی egg-laying, معنی ثلل-کشغهئل, معنی egg-laying, معنی اصطلاح egg-laying, معادل egg-laying, egg-laying چی میشه؟, egg-laying یعنی چی؟, egg-laying synonym, egg-laying definition,
معنی lukewarm
,
ترجمه lukewarm
به فارسی,
معنی obtundation;کندی حرکات، تیرگی شغور، خمودگی
,
معنی تکرار کردن، دوباره گفتن، بازگو کردن
,
ترجمه تکرار کردن، دوباره گفتن، بازگو کردن
به انگلیسی,
معنی Myalgia
,
ترجمه Myalgia
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی