{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
downtime
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
خرابی
۶
۱
[توسط کاربر]
[مهندسی مواد و متالورژی]
مدت از کار افتادگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان خرابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خرابی، از کار افتادگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدت ازکارافتادگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
توقف (فرایند به دلیل تعمیرات)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان اکار (خاموشی)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان استراحت ماشین آلات
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مدت خرابی، زمان خواب
۰
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
مدت زمان عدم فعالیت
معنی downtime, معنی یخصئفهوث, معنی downtime, معنی اصطلاح downtime, معادل downtime, downtime چی میشه؟, downtime یعنی چی؟, downtime synonym, downtime definition,
معنی electrode
,
معنی examination
,
ترجمه examination
به فارسی,
معنی knowledge worker
,
ترجمه knowledge worker
به فارسی,
معنی marketing strategy
,
ترجمه marketing strategy
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی