{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
downtime
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
خرابی
۶
۱
[توسط کاربر]
[مهندسی مواد و متالورژی]
مدت از کار افتادگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان خرابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان استراحت ماشین آلات
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان خاموشی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خرابی، از کار افتادگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
توقف (فرایند به دلیل تعمیرات)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان توقف
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان غیرفعال بودن سیستم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زمان اکار (خاموشی)
معنی downtime, معنی یخصئفهوث, معنی downtime, معنی اصطلاح downtime, معادل downtime, downtime چی میشه؟, downtime یعنی چی؟, downtime synonym, downtime definition,
معنی idiopathy
,
ترجمه idiopathy
به فارسی,
معنی operating cash flow
,
معنی روش اجرایی مدیریت دانش
,
ترجمه روش اجرایی مدیریت دانش
به انگلیسی,
معنی ظرفشو، کارگر طرفشو، ماشین طرفشویی
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی