{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
dispersion
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
پراکندگی
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
پراکندگی
۱۴
۰
[توسط مشتری]
[مهندسی پزشکی]
پراکندگی
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
پراکندگی
۱۴
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
پراکندگی
۴
۰
[توسط مشتری]
[مهندسی پلیمر]
پراکنش
۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
پاشندگی
۴
۰
[توسط مترجم]
[معماری]
پراکنش
۴
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
پاشندگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
پخش
معنی dispersion, معنی یهسحثقسهخئ, معنی dispersion, معنی اصطلاح dispersion, معادل dispersion, dispersion چی میشه؟, dispersion یعنی چی؟, dispersion synonym, dispersion definition,
معنی شبکه عصبی بازگشتی
,
ترجمه شبکه عصبی بازگشتی
به فارسی,
معنی 0
,
معنی (iv&tv.jda.n): صیقل، جلا، واکس زنی، پرداخت، ارایش مبادی ادابی، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزهکردن واکس زدن، براق کردن، (n): لهستانی
,
ترجمه (iv&tv.jda.n): صیقل، جلا، واکس زنی، پرداخت، ارایش مبادی ادابی، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزهکردن واکس زدن، براق کردن، (n): لهستانی
به انگلیسی,
معنی گشنیز
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی