{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
dismissal
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اخراج
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اقاله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مغادره
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعدیل نیرو
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
برکناری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اخراج کارگران
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نبذ
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
طرد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
صرف
معنی dismissal, معنی یهسوهسسشک, معنی dismissal, معنی اصطلاح dismissal, معادل dismissal, dismissal چی میشه؟, dismissal یعنی چی؟, dismissal synonym, dismissal definition,
معنی tissue
,
ترجمه tissue
به فارسی,
معنی تشریح، کالبدشکافی، قطع، برش، تجزیه
,
ترجمه تشریح، کالبدشکافی، قطع، برش، تجزیه
به انگلیسی,
معنی عمل جراحی وبرداشتن نسج ریه
,
ترجمه عمل جراحی وبرداشتن نسج ریه
به انگلیسی,
معنی RELIABILITY
,
ترجمه RELIABILITY
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی