{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
discretisation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
گسسته سازی
معنی discretisation, معنی یهسرقثفهسشفهخئ, معنی discretisation, معنی اصطلاح discretisation, معادل discretisation, discretisation چی میشه؟, discretisation یعنی چی؟, discretisation synonym, discretisation definition,
معنی Batch data review
,
ترجمه Batch data review
به فارسی,
معنی relationships.
,
ترجمه relationships.
به فارسی,
معنی تریستورها
,
ترجمه تریستورها
به انگلیسی,
معنی طوفانی، حیله، جرزنی، بازی بیقاعده، ناپاک کردن گیرکردن، نارو زدن (در بازی) لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، بهم خوردن ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف
,
ترجمه طوفانی، حیله، جرزنی، بازی بیقاعده، ناپاک کردن گیرکردن، نارو زدن (در بازی) لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، بهم خوردن ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی