{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
difficulty
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
دشواری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مشکل/سختی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مضیقه
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
دشواري كار،(مشکل)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مضیقه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عقده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مشکلی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
صعوبت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مشقت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گرفتاری
معنی difficulty, معنی یهببهرعکفغ, معنی difficulty, معنی اصطلاح difficulty, معادل difficulty, difficulty چی میشه؟, difficulty یعنی چی؟, difficulty synonym, difficulty definition,
معنی centralized data processing
,
ترجمه centralized data processing
به فارسی,
معنی breast
,
ترجمه breast
به فارسی,
معنی immovability
,
ترجمه immovability
به فارسی,
معنی blood cell
,
ترجمه blood cell
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی