{{item.fa_name}}

جست‌و‌جوی دقیق برای معنی detect در واژه‌نامه ترجمیک

زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه

درباره واژه‌نامه ترجمیک
لایک۱۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تشخیص دادن
لایک۳ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
تشخیص دادن
لایک۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تشخیص
لایک۲ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
شناسایی
لایک۰ نپسندیدن۰
[504words]
[... عمومی ...]
متوجه شدن ، کشف کردن
لایک۰ نپسندیدن۰
[504words]
[... عمومی ...]
find out; discover
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تشخيص دادن
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط کاربر]
[پزشکی]
تشخیص دادن. با diagnose اشتباه نشود. In clinical practice, to "detect" a problem is to objectively observe symptoms caused by the problem or to hear a subjective but credible complaint from the patient about a symptom that is not visible (i.e. back pain).
لایک۰ نپسندیدن۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ردیابی
لایک۰ نپسندیدن۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
تشخيص ،(آشکار کردن ،کشف کردن)



معنی detect, معنی یثفثرف, معنی detect, معنی اصطلاح detect, معادل detect, detect چی میشه؟, detect یعنی چی؟, detect synonym, detect definition,