{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
destabilized
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ناپایدار، متزلزل، لرزان (همچنین بی ثبات است)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بی ثبات، متزلزل، ناپایدار، غیرپابرجا
معنی destabilized, معنی یثسفشدهکهطثی, معنی destabilized, معنی اصطلاح destabilized, معادل destabilized, destabilized چی میشه؟, destabilized یعنی چی؟, destabilized synonym, destabilized definition,
معنی amphetamine
,
ترجمه amphetamine
به فارسی,
معنی سینتیک
,
ترجمه سینتیک
به انگلیسی,
معنی سرگردانی، گیجی، تحیر، حیرت، معما
,
معنی Consumption of nutrients
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی