{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
designated
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۱
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
تعیین شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معین
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گماشتن، در نظر گرفتن، نامگذاری کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منتصب، برگزیده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گماشتن، معین کردن، تخصیص دادن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
منصوب
معنی designated, معنی یثسهلئشفثی, معنی designated, معنی اصطلاح designated, معادل designated, designated چی میشه؟, designated یعنی چی؟, designated synonym, designated definition,
معنی Alteration
,
معنی felt making
,
معنی as a sign of
,
ترجمه as a sign of
به فارسی,
معنی invert
,
ترجمه invert
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی