{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
deputy
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
معاون
۳
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
معاون
۳
۲
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نماینده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
جانشین
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معاونت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قائم مقام
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وکیل
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نایب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قائم مقام، معاون
معنی deputy, معنی یثحعفغ, معنی deputy, معنی اصطلاح deputy, معادل deputy, deputy چی میشه؟, deputy یعنی چی؟, deputy synonym, deputy definition,
معنی beat up
,
ترجمه beat up
به فارسی,
معنی واکنشگاه بستر ثابت
,
ترجمه واکنشگاه بستر ثابت
به انگلیسی,
معنی bladder
,
ترجمه bladder
به فارسی,
معنی خودکارسازی طراحی
,
ترجمه خودکارسازی طراحی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی