{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
deploy
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
استقرار
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به کاربردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گسترش
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بکارگرفته شدن
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
راه اندازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
استفاده بهینه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بحالت صف دراوردن، جبهه، گسترش، گسترش يافتن، قراردادن قشون
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گسترش دادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مستقر کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مستقر کردن
معنی deploy, معنی یثحکخغ, معنی deploy, معنی اصطلاح deploy, معادل deploy, deploy چی میشه؟, deploy یعنی چی؟, deploy synonym, deploy definition,
معنی parallelism
,
ترجمه parallelism
به فارسی,
معنی image
,
معنی with which neither
,
معنی Amalgamate
,
ترجمه Amalgamate
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی