{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
depicted
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترسیم شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بهتصویرکشیدهشده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشان داده شده/ به تصویر کشیده شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رسم کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نشان داده شده، توصیف شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به تصویر کشیده شده است
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به تصویر کشید
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایش داده شده
معنی depicted, معنی یثحهرفثی, معنی depicted, معنی اصطلاح depicted, معادل depicted, depicted چی میشه؟, depicted یعنی چی؟, depicted synonym, depicted definition,
معنی auditing
,
ترجمه auditing
به فارسی,
معنی علف هرزه، علف
,
ترجمه علف هرزه، علف
به انگلیسی,
معنی جسم پرتاب شونده، مرمی، موشک، پرتابه
,
معنی کف زدن، صدای دست زدن، ترق تراق، صدای ناگهانی
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی