{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
demyelinating
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دمیلینهکننده
۱
۱
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
ميلينزدايى
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دمیلینه کننده
۰
۱
[توسط کاربر]
[پزشکی]
single demyelinating event
معنی demyelinating, معنی یثوغثکهئشفهئل, معنی demyelinating, معنی اصطلاح demyelinating, معادل demyelinating, demyelinating چی میشه؟, demyelinating یعنی چی؟, demyelinating synonym, demyelinating definition,
معنی blithe
,
ترجمه blithe
به فارسی,
معنی corrosion
,
ترجمه corrosion
به فارسی,
معنی heat producing;گرمازا
,
معنی دستگاه اندازه گیری آیرودینامیکی ذرات
,
ترجمه دستگاه اندازه گیری آیرودینامیکی ذرات
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی