{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
decompose
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجزیه کردن، از هم پاشیدن
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجزیه کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
تجزیه شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجزیه کنند
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تجزیه شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تجزیه کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجزیه - تقسیم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجزیه جدا کردن تبدیل کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجزيه کردن
معنی decompose, معنی یثرخوحخسث, معنی decompose, معنی اصطلاح decompose, معادل decompose, decompose چی میشه؟, decompose یعنی چی؟, decompose synonym, decompose definition,
معنی politician
,
ترجمه politician
به فارسی,
معنی Skinner
,
ترجمه Skinner
به انگلیسی,
معنی waiting time
,
ترجمه waiting time
به انگلیسی,
معنی تحليل سياستها
,
ترجمه تحليل سياستها
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی