{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
curator
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایشگاه گردان
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متصدی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گردآورنده
۰
۰
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
کتابدار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
موزه دار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمایندهی نمایشگاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مسئول نمایش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متولی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرپرست موزه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مسئول نمایشگاه
معنی curator, معنی رعقشفخق, معنی curator, معنی اصطلاح curator, معادل curator, curator چی میشه؟, curator یعنی چی؟, curator synonym, curator definition,
معنی phonometer
,
معنی coercion
,
ترجمه coercion
به فارسی,
معنی Absorbent
,
ترجمه Absorbent
به انگلیسی,
معنی DVB-T
,
ترجمه DVB-T
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی