{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
crumpled
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مچاله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
از کار افتاده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مچاله، چروک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مچاله
معنی crumpled, معنی رقعوحکثی, معنی crumpled, معنی اصطلاح crumpled, معادل crumpled, crumpled چی میشه؟, crumpled یعنی چی؟, crumpled synonym, crumpled definition,
معنی IP Multicasting
,
ترجمه IP Multicasting
به فارسی,
معنی comparative government
,
معنی سرازیر شدن، سراشیب کردن، دم کردن، خیساندن، ترقی , کردن
,
ترجمه سرازیر شدن، سراشیب کردن، دم کردن، خیساندن، ترقی , کردن
به انگلیسی,
معنی دارای برجستگی های متناوب متورم، برجسته، شکم داده، (گ.ش.) استوانهای شکل و ,
,
ترجمه دارای برجستگی های متناوب متورم، برجسته، شکم داده، (گ.ش.) استوانهای شکل و ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی