{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
crash
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سقوط
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تصادف
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
برخورد کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
ازکار افتادگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکستن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خرد شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سرنگون شدن
۱
۱
[bbCustoms]
[... عمومی ...]
سقوط (قیمت یا فعالیت اقتصادی)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ورشکستگی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سقوط
معنی crash, معنی رقشسات, معنی crash, معنی اصطلاح crash, معادل crash, crash چی میشه؟, crash یعنی چی؟, crash synonym, crash definition,
معنی ابر فدرال
,
ترجمه ابر فدرال
به انگلیسی,
معنی پودر آهن
,
ترجمه پودر آهن
به انگلیسی,
معنی اندیس های سوبل
,
ترجمه اندیس های سوبل
به انگلیسی,
معنی توده، ابر متراکم و روی هم انباشته
,
ترجمه توده، ابر متراکم و روی هم انباشته
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی