{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
corollary
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیامد
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نتیجه، استنباط
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیامد، نتیجه فرعی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قضیۀ فرعی؛ فرع؛ متمم؛ نتیجهگیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قضیۀ فرعی (یا تبعی)؛ نتیجۀ قهری
۰
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
اصل تبعی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نتیجه فرعی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نتیجه طبییعی عمل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لازمه، پیامد
۰
۰
[bbGeneral]
[... عمومی ...]
استنباط، نتیجه
معنی corollary, معنی رخقخککشقغ, معنی corollary, معنی اصطلاح corollary, معادل corollary, corollary چی میشه؟, corollary یعنی چی؟, corollary synonym, corollary definition,
معنی self-supporting
,
معنی child support
,
ترجمه child support
به فارسی,
معنی نخ، رگه، نخ کردن، بند کشیدن
,
معنی batch reactor
,
ترجمه batch reactor
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی