{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
cooperative
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۹
۱
[توسط مترجم]
[مکاتبات اداری]
مشارکتی
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مشارکتی، همکاری
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعاملی / با همکاری
۱
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
تعاونی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همکاری طلب
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
شرکت تعاونی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اشتراکی
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
تعاوني
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همدستی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همنوا
معنی cooperative, معنی رخخحثقشفهذث, معنی cooperative, معنی اصطلاح cooperative, معادل cooperative, cooperative چی میشه؟, cooperative یعنی چی؟, cooperative synonym, cooperative definition,
معنی bifurcate
,
ترجمه bifurcate
به فارسی,
معنی Oximeter alarm
,
ترجمه Oximeter alarm
به فارسی,
معنی تست
,
ترجمه تست
به انگلیسی,
معنی سرطان سینه
,
ترجمه سرطان سینه
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی