{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
containment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مهار
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مهارکننده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
محدود کردن، بازداشتن، نفوذ دشمن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متکی به خود
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازدارندگی، مهار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازدارنده
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
قبضه كردن، بازدارى
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مهار، جلوگیری
معنی containment, معنی رخئفشهئوثئف, معنی containment, معنی اصطلاح containment, معادل containment, containment چی میشه؟, containment یعنی چی؟, containment synonym, containment definition,
معنی Supplement
,
معنی فیلترهای ریزموج
,
ترجمه فیلترهای ریزموج
به انگلیسی,
معنی analog-to-digital converter
,
معنی پریز
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی