{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
conglomerate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شرکت خوشه ای
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترکیب/ اختلاط
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گندله
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرکب
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
گرد شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
[بازرگانی] شرکت مختلط
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اختلاط گرد شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
توده
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
ترکیب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جمع شدن
معنی conglomerate, معنی رخئلکخوثقشفث, معنی conglomerate, معنی اصطلاح conglomerate, معادل conglomerate, conglomerate چی میشه؟, conglomerate یعنی چی؟, conglomerate synonym, conglomerate definition,
معنی optimization
,
ترجمه optimization
به فارسی,
معنی شوک فیزیکی
,
معنی اغاز کردن، بنیاد نهادن، در خود گرفتن
,
ترجمه اغاز کردن، بنیاد نهادن، در خود گرفتن
به انگلیسی,
معنی بسیار پر قیمت
,
ترجمه بسیار پر قیمت
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی