{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
concomitant
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
همزمان
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همزمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
متناظر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مقارن، همزمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همزمان، پیوسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همراه، پیوسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هم زمان
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ملازم، همایند، ضمیمه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیوسته
معنی concomitant, معنی رخئرخوهفشئف, معنی concomitant, معنی اصطلاح concomitant, معادل concomitant, concomitant چی میشه؟, concomitant یعنی چی؟, concomitant synonym, concomitant definition,
معنی transformstion
,
ترجمه transformstion
به فارسی,
معنی الگوریتم زنبور عسل مصنوعی
,
ترجمه الگوریتم زنبور عسل مصنوعی
به انگلیسی,
معنی خیالپرست، ارمان گرای، وابسته به دان کیشوت
,
معنی برهمنهی مدی
,
ترجمه برهمنهی مدی
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی