{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
compromise
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
توافق
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لطمه زدن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به خطر انداختن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به خطر افتادن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
توافق، سازش، مصالحه
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
جرح و تعدیل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مخاطره
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
صدمه زدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جبران کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
باعث آسیب پذیری و ..
معنی compromise, معنی رخوحقخوهسث, معنی compromise, معنی اصطلاح compromise, معادل compromise, compromise چی میشه؟, compromise یعنی چی؟, compromise synonym, compromise definition,
معنی clinch
,
معنی ضريب کپسترال فرکانسی در مقياس مل
,
ترجمه ضريب کپسترال فرکانسی در مقياس مل
به فارسی,
معنی Bee strong
,
ترجمه Bee strong
به فارسی,
معنی دانشجوی دانشکده افسری
,
ترجمه دانشجوی دانشکده افسری
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی