{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
components
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
اجزا
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
اجزا
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجزا
۵
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مواد و متالورژی]
اجزاء
۲
۰
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
مولفه
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مولفهها
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
قطعات
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
مؤلفه ها
۱
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
اجزای تشکیل دهنده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اجزا
معنی components, معنی رخوحخئثئفس, معنی components, معنی اصطلاح components, معادل components, components چی میشه؟, components یعنی چی؟, components synonym, components definition,
معنی femininity
,
ترجمه femininity
به فارسی,
معنی Appraisal
,
ترجمه Appraisal
به انگلیسی,
معنی (metsys esrepsid=) پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
,
ترجمه (metsys esrepsid=) پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
به انگلیسی,
معنی بیمارستان
,
ترجمه بیمارستان
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی