حوزه ی اختیارات مامور یا نماینده، ماموریت دادن به، مامور کردن، اختیار دادن به
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
کمسیون
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
تراکنش
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
پورسانت
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
راه اندازی
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
(هیئت (کمیسیون
۰۰ [bbComputer] [... عمومی ...]
حق العمل
معنی commission, معنی رخووهسسهخئ, معنی commission, معنی اصطلاح commission, معادل commission, commission چی میشه؟, commission یعنی چی؟, commission synonym, commission definition,