{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
chaplain
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
پیشنماز
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
روحانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کشیش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کشیش شاغل در نهاد عمومی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
قاضی عسگر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
افسر امور دینی
معنی chaplain, معنی راتشحکشهئ, معنی chaplain, معنی اصطلاح chaplain, معادل chaplain, chaplain چی میشه؟, chaplain یعنی چی؟, chaplain synonym, chaplain definition,
معنی car riding
,
ترجمه car riding
به فارسی,
معنی 0
,
معنی بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
,
ترجمه بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
به انگلیسی,
معنی زیاد خمیده، منحرف شده، به بیراههکشیده شده، (ز.ع.) , گمراه، منحرف
,
ترجمه زیاد خمیده، منحرف شده، به بیراههکشیده شده، (ز.ع.) , گمراه، منحرف
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی