{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
camp
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... محتوای عمومی ...]
اردوگاه
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
اردوگاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دسته
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
اردو زدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مشارکت هسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آدنوزین مونوفسفات حلقهای
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کلبه، پناهگاه موقت، چادر
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
خیمه گاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اردوگاه، پادگان
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
لشکرگاه
معنی camp, معنی رشوح, معنی camp, معنی اصطلاح camp, معادل camp, camp چی میشه؟, camp یعنی چی؟, camp synonym, camp definition,
معنی regeneration
,
ترجمه regeneration
به فارسی,
معنی شبکه عصبی پيش رو
,
ترجمه شبکه عصبی پيش رو
به فارسی,
معنی نظارت
,
ترجمه نظارت
به انگلیسی,
معنی (suonamurdauq، lanamurdauq=) چهار دست و پا
,
ترجمه (suonamurdauq، lanamurdauq=) چهار دست و پا
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی