{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
brood
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بچه
۰
۰
[توسط کاربر]
[زیست شناسی]
Brood cell sealed
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زاده، جوجه
معنی brood, معنی دقخخی, معنی brood, معنی اصطلاح brood, معادل brood, brood چی میشه؟, brood یعنی چی؟, brood synonym, brood definition,
معنی hurriedly
,
ترجمه hurriedly
به فارسی,
معنی sister
,
ترجمه sister
به فارسی,
معنی Refrective
,
معنی کم جمعیت کردن، از ابادی انداختن
,
ترجمه کم جمعیت کردن، از ابادی انداختن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی